جنگ من
به این فکر میکنم که این تهماندهٔ حسابم چقدر دوام میآورد؟ هر مغازه برای خریدهای عادیِ روزمره، مثل دشمنی خونی حمله میکند و صفرها و رقمهای حسابم را میبلعد. اما موشکهای اصلی را همان اول ماه، اجارهخانه و قسط و قرضها شلیک میکنند. خرده درآمد اینترنتی هم که داشتم، به لطف یکطرفه شدن و نفستنگیِ اینترنت بینالملل، از سرچشمه خشک شده است. نمیدانم… شاید من بلد نیستم زندگی کنم، یا شاید اصلاً چیزی به اسم زندگی برایمان باقی نگذاشتهاند.