خوشخطی
برای بار هزارم تمرین خوشنویسی خط نستعلیق تحریری را شروع کردهام. واقعیتش هر سال اول تابستان برنامه همین است. با خودم میگویم: «چطور سر کلاس از بچهها میخواهی شبیه خط کتاب فارسی بنویسند و نستعلیق تحریری را رعایت کنند، اما خودت سر سوزنی هم در آن مهارت نداری؟!» دو سه تابستان قبلی که نشد. یعنی انبوهی از کارها و برنامهها روانهی روزهای گرم تابستانم شد و خوشخطی و خط تحریری را بهکل فراموش کردم! نمیدانم، شاید امسال برنامه متفاوت باشد یا عزمم جزمتر باشد و دستی به این هنر زیبا بکشم و دهانم را شیرین کنم. اگر هم نشد، میآیم یک یادداشت مینویسم و میگویم: «اصلاً مرد را چه به این چیزها؟ مرد باید در تابستان عرق بریزد و کار کند و به خط خرچنگقورباغهاش هم افتخار!» خلاصه تنبلیام را بالاخره یکجوری پشت جملهها قایم میکنم. خیالتان راحت!