بستنی‌قیفی

تفریح این روزهایمان شده دور زدن با موتور در هوای دلپذیر شبانگاهی. گاهی هم داخل پارک قدم می‌زنیم و چیپس و پفکی باز می‌کنیم و انگشت‌هایمان را می‌لیسیم، اما هیچ‌چیز به پای بستنی‌قیفی در این روزهای منتهی به تابستان نمی‌رسد.

من نمی‌دانم این رژیم قند و شکر را اولین‌بار چه کسی شروع کرد! شده‌ام پسربچه‌ای هفت‌هشت‌ساله که برای بستنی‌قیفی‌اش باید التماس کند! بس کن زن! با این وضعی که پیش می‌رود، همین را هم چند سال دیگر باید قسطی بخریم. می‌گوید جمعه می‌رویم. خدا را شکر فردا جمعه است!

نظرات

یادداشت‌های بیشتری بخوانید:

قلب تپنده

کت و شلواری اندازه!

بشقاب‌های رنگارنگ