خوشخطی
برای بار هزارم تمرین خوشنویسی خط نستعلیق تحریری را شروع کردهام. واقعیتش هر سال اول تابستان برنامه همین است. با خودم میگویم: «چطور سر کلاس از بچهها میخواهی شبیه خط کتاب فارسی بنویسند و نستعلیق تحریری را رعایت کنند، اما خودت سر سوزنی هم در آن مهارت نداری؟!» دو سه تابستان قبلی که نشد. یعنی انبوهی از کارها و برنامهها روانهی روزهای گرم تابستانم شد و خوشخطی و خط تحریری را بهکل فراموش کردم!
نمیدانم، شاید امسال برنامه متفاوت باشد یا عزمم جزمتر باشد و دستی به این هنر زیبا بکشم و دهانم را شیرین کنم. اگر هم نشد، میآیم یک یادداشت مینویسم و میگویم: «اصلاً مرد را چه به این چیزها؟ مرد باید در تابستان عرق بریزد و کار کند و به خط خرچنگقورباغهاش هم افتخار!» خلاصه تنبلیام را بالاخره یکجوری پشت جملهها قایم میکنم. خیالتان راحت!
منم خیلی دوست داشتم یادش بگیرم، ولی اینقدر پشت گوش انداختم تا اینکه این پست یادم انداختش 😅
پاسخ دادنحذفپس تنها نیستم! 😄
حذفخوش نویسی واقعاً سخته ...
پاسخ دادنحذفدوران مدرسه هم برام مشکل بود و عذاب
خودم هم در حال تمرینم، اما به نظرم برای یاد گرفتن خوشنویسی یا هر هنر دیگهای، دو چیز از همه مهمتره. اول، اشتیاق و دلیلی که ما رو به اون هنر جذب میکنه. دوم هم تمرین مستمر؛ مثلاً روزی نیم ساعت، اما هر روز.
حذفاگه اولی نباشه، توی مسیر تمرین کمکم خسته میشیم و ادامه نمیدیم. اگه دومی هم نباشه، صرفِ اشتیاق و علاقه باعث نمیشه چیزی یاد بگیریم.
کاملاً درسته :') و متاسفانه اشتیاق و علاقه ای به خوشنویسی نداشتم، البته صبر زیاد هم میخواد اونم ندارم :))
حذفآره خب هرکسی به یه هنر و یا مهارتی علاقه داره. :)
حذف